جدایی
مرگ نگاه گرم تو کابوس هرشب منه
طلسم تنهایی من با دستای تو میشکنه
کاش تن ساقه های تو توپاییزم غنچه می داد
تا عطر بهرین نفس بشینه تو صدای باد
ببین تو قلب عاشقم یکی داره داد می زنه
تمام لحظه های من اسمت و فریاد می زنه
جدایی دستای ما مرگ ترانه هامونه
بلورای هفتسین عید زندون ماهیامونه
ماهیا طاقت ندارن ببین چه هق هق می کنن
خیال دریا نباشه تو بی کسی دق می کنن
نذار که ماهی دلم بدون تو جون بکنه
نذار که تنهایی و غم قلبم و آتیش بزنه
بیا که بین ما هنوز چند تا ترانه باقیه
تو آسمون عشقمون ستاره و اقاقیه
دلم می خواد رو شونه هات بغضم و پژمرده کنم
دیوار این جدایی رو پیر و ترک خورده کنم+ نوشته شده توسط ققنوس در چهارشنبه یازدهم مهر 1386 و ساعت
9:57 |

